1-چو آگاه شد دختر گژدهم كه سالار آن انجمن گشت كم ،معنی:وقتی که گردآفرید(دختر گژدهم)باخبر شد/که فرمانده ی آن ها اسیر شده است، 2- زنى بود برسان گردى سوار هميشه به جنگ اندرون نامدار،معنی:او(گردآفرید)زنی بود که مانند پهلوانی سوارکار/ همیشه در جنگ ها معروف و زبانزد بود،3-كجا نام او بود گرد آفريد زمانه ز مادر چنين ناوريدمعنی:که نام او گردآفرید بود / و روزگار از مادر چنین فرزندی به دنیا نیاورده بود.4-چنان ننگش آمد ز كار هجير كه شد لاله رنگش بكردار قيرمعنی: او چنان از اسارتِ هجیر سرافکنده شد/ که صورتِ سرخش از خشم مانند قیر ،سیاه گردید.5-بپوشيد درع سواران جنگ نبود اندر آن كار جاى درنگ معنی:(گردآفرید) لباس و زره جنگجویان را پوشید/ زی
برچسب:
نویسنده: محمد محمدپور
تاريخ: پنجشنبه
19 بهمن
1396 ساعت: 11:47